تاریخچه اندیکاتور باند بولینگر
Bollinger Band یا به اختصار BB در اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی توسط یک تحلیلگر بازارهای مالی که تاجری بود به نام جان بولینگر، ابداع شد و به طور گستردهای برای تجزیه و تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار گرفت . از باندبولینگر برای اندازهگیری میزان نوسانات موجود در بازار استفاده می شود ، همچنین، این ابزار شرایط اشباع خرید و اشباع فروش را نیز به معاملهگران نشان میدهد. هدف اصلی از ابداع این اندیکاتور، پیدا کردن نقاطی بود که قیمت حول آن نوسان میکند .
فرمول محاسبه اندیکاتور Bollinger Bands
نحوه کار با اندیکاتور باند بولینگر
اندیکاتور باند بولینگر شامل یک باند میانی با دو باند بیرونی میشود. باند میانی یک میانگین متحرک ساده است که معمولاً در ۲۰ دوره زمانی تنظیم میشود. به این دلیل از میانگین متحرک ساده استفاده میشود که فرمول انحراف معیار نیز از میانگین متحرک ساده استفاده میکند. دوره زمانی انحراف معیار مانند دوره زمانی میانگین متحرک ساده است. باندهای بیرونی معمولاً ۲ انحراف معیار در بالا و پایین باند میانی تنظیم میشوند.
تنظیمات میتواند متناسب با ویژگیهای سهام یا سبکهای معاملاتی بهینه شود. بولینگر تنظیمات افزایشی کوچک را برای ضریب انحراف معیار پیشنهاد کرد. تغییر تعداد دورههای زمانی برای میانگین متحرک همچنین، بر تعداد دورههای زمانی مورد استفاده در محاسبه انحراف معیار اثرگذار است. بنابراین،تنها تنظیمات کوچکی برای ضربکننده انحراف معیار مورد نیاز است.
افزایش بازههای زمانی در میانگین متحرک، تعداد بازههای زمانی مورد استفاده در محاسبه انحراف معیار را به طور خودکار افزایش داده و همچنین، منجر به وقوع افزایش در ضریب انحراف معیار نیز خواهد شد. با یک SMA بیست روزه و انحراف معیار بیست روزه، ضریب انحراف معیار در ۲ تنظیم میشود. بولینگر پیشنهاد میکند که برای یک SMA پنجاه دورهای، ضریب انحراف معیار به ۲/۱ افزایش یابد و برای یک SMA ده دورهای، ضریب انحراف معیار به ۱/۹ کاهش یابد.
سیگنال : کفهای W-شکل
کفهای W-شکل بخشی از کار آرتور مریل (Arthur Merill) است که ۱۶ الگوی پایهای W-شکل را شناسایی کرد. بولینگر از این الگوهای W-شکل به همراه اندیکاتور باند بولینگر به منظور شناسایی کفهای W-شکل استفاده میکند که در روندهای نزولی ایجاد شده و حاوی ۲ کف واکنشی (reaction low) است.
بولینگر به طور ویژه به دنبال کفهای W-شکلی است که کف دوم پایینتر از کف اول بوده اما بالاتر از باند تحتانی قرار دارد. به منظور تأیید یک کف W-شکل با استفاده از اندیکاتور باند بولینگر، ۴ مرحله وجود دارد. مرحله اول: شکلگیری یک کف واکنشی. این کف عموماً، و نه همیشه، پایین باند تحتانی قرار دارد. مرحله دوم: پرش به باند میانی. مرحله سوم: کف قیمتی جدید در سهام.
این قیمت کف جدید میبایست در بالای باند تحتانی قرار داشتهباشد. این امر نشاندهنده ضعف کمتر در آخرین کاهش است. مرحله چهارم: یک جابجایی قوی از دومین کف و شکست مقاومتی، الگوی W-شکل را تأیید میکند. نمودار زیر، سهام شرکت ایران خودرو با نماد خودرو و با یک کف W-شکل در سال ۹۷ را نشان می دهد.
اول اینکه این سهم در ۸ مرداد یک کف واکنشی (فلش مشکی) تشکیل داد و باند تحتانی را شکست. دوم اینکه یک بازگشت به بالای باند میانی قابل مشاهده است. سوم اینکه یک هفته بعد، سهام به زیر کف خود رسیده ولی در بالای باند تحتانی باقی ماند. چهارم اینکه با گسترش حجم، صعود کرد و چند روز بعد سقف خود را شکست. (اندیکاتور باند بولینگر، با استفاده از قیمتهای پایانی محاسبه میشود).
نمودار زیر نیز سهام شرکت پالایش نفت بندرعباس با نماد شبندر را با کف W-شکل در سال ۹۵ نشان میدهد.
سیگنال : سقفهای M-شکل
سقفهای M-شکل نیز بخشی از کار آرتور مریل است که ۱۶ الگوی پایهای M-شکل شناسایی کرد. بولینگر از این الگوهای M-شکل مختلف به همراه اندیکاتور باند بولینگر به منظور شناسایی سقفهای M-شکل که نقطه مقابل کفهای W-شکل هستند،استفاده میکند. بنا به گفته بولینگر، سقفها عموماً پیچیدهتر و کشیدهتر از کفها هستند.
مشاهده الگوهای سر و شانه (head-and-shoulders)، سقفهای دوقلو (Double tops) و الماس (Diamonds) حاکی از ظهور قله در نمودار است. در سادهترین حالت ممکن، سقف M-شکل شبیه به سقف دوقلو است. با این حال، سقفهای واکنشی (reaction highs) لزوماً برابر نیستند. اولین سقف ممکن است بالاتر یا پایینتر از دومین سقف باشد. زمانی که سهام سقفهای جدیدی ایجاد میکند، بولینگر هشدار عدم تأیید روند قبلی را صادر میکند.
عدم تأیید در سه مرحله اتفاق میافتد. مرحله اول، سهام یک سقف واکنشی در بالای باند فوقانی ایجاد کند. مرحله دوم، یک پولبک به سمت باند میانی وجود داشته باشد. مرحله سوم، قیمتها به بالای سقف قبلی رفته اما به باند فوقانی نمیرسد. این، یک سیگنال هشدار دهنده است. عدم توانایی سقف واکنشی دوم در رسیدن به باند بالایی، مومنتوم ضعیفی را نشان میدهد که حاکی از بازگشت روند است. تأیید نهایی با یک شکست حمایتی یا سیگنال نزولی اندیکاتور محقق میشود.
نمودار شماره زیر، سهام شرکت سرمایهگذاری نیرو با نماد ونیرو را با یک سقف M-شکل در سال ۹۲ نشان میدهد. این سهم در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۹۲ به بالای باند فوقانی حرکت کرد، چند روز بعد پولبک کرد ولی در پایین باند فوقانی بسته شد. چند روز بعد نیز سقف M-شکل با یک شکست حمایتی تأیید شد.
نمودار زیر نیز سهام شرکت فولاد خوزستان را با نماد فخوز در طول یک روند صعودی در سال ۹۷ نشان میدهد. این سهم در ۹ مهر ماه ۹۷ از باند فوقانی پیشی گرفت تا روند صعودی را تصدیق نماید.
پس از یک پولبک به زیر SMA بیست روزه (باند بولینگر میانی)، بالاتر از سقف قبلی رسید. علیرغم این سقف جدید، قیمت از باند فوقانی پیشی نگرفت، که این امر حاکی از یک هشدار بود. چند هفته بعد، قیمت سطوح حمایتی را شکست. توجه کنید که سقفهای M-شکل پیچیدهتر هستند، زیرا سقفهای واکنشی پایینتری در هر دو طرف قله وجود دارد.
سیگنال : حرکت در باندها
حرکت در بالا یا پایین باندها به خودی خود سیگنال محسوب نمیشود. حرکت به باند فوقانی، بیانگر قدرت است، در حالی که یک حرکت تند به باند تحتانی نشانگر ضعف است. عملکرد نوسانگرهای حرکتی نیز بدین ترتیب است. اشباع خرید لزوماً صعودی نیست. رسیدن به سطوح اشباع خرید مستلزم قدرت است و شرایط اشباع خرید میتواند در یک روند صعودی قوی، ادامه پیدا کند.
به طور مشابه، قیمتها میتوانند در طول یک روند صعودی قوی در داخل باند نوسان کرده و بارها با آن تماس حاصل نمایند. باند فوقانی به اندازه 2 انحراف معیار در بالای میانگین متحرک ساده بیست دورهای قرار گرفتهاست. برای پیشی گرفتن از این باند فوقانی، یک حرکت قیمت قوی مورد نیاز است.
تماس با باند فوقانی زمانی رخ میدهد که اندیکاتور باند بولینگر کف W-شکل را تأیید کرده و خبر از یک روند صعودی دهد. نرسیدن قیمتها به باند تحتانی در یک روند صعودی، امری بسیار معمول است. عملکرد SMA بیست روزه گاهی مانند حمایت است. در حقیقت، تنزل به زیر SMA بیست روزه گاهی فرصتهای خرید را فراهم میآورد.
نمودار زیر، سهام شرکت پالایش نفت تهران با نماد شتران را در سال ۹۷ نشان میدهد. توجه کنید که این صعود آنقدر قوی است که سطح مقاومت را شکست. فشار رو به بالا نشانه قدرت است، نه ضعف. در ماه تیر وضعیت معاملات خنثی بوده و اندیکاتور باند بولینگر باریک شد، اما در زیر باند تحتانی بسته نشد. قیمتها و SMA بیست روزه در ماه مرداد افزایش پیدا کردند. به طور کلی، شبندر در طول یک بازه زمانی دو ماهه چندین بار در بالای باند فوقانی بسته شد.
نمودار زیر نیز سهام بانک پاسارگاد با نماد وپاسار را نشان میدهد. این سهم در ماه دی سطوح حمایتی را شکست و در زیر باند تحتانی بسته شد و تا اواسط تیر سال بعد دست کم ۴ بار در زیر باند تحتانی بسته شد. شکست حمایتی و بسته شدن اولیه در زیر باند تحتانی، نشاندهنده یک روند نزولی است.
نحوه ترسیم اندیکاتور Bollinger Bands در وبسایت رهآورد
به منظور ترسیم اندیکاتور Bollinger Bands در سایت رهآورد، ابتدا وارد سایت شوید و پس از جستجوی یک نماد، به قسمت نمودار پیشرفته رفته و از کادر بالای نمودار ، Indicators را انتخاب کنید.

اکنون عبارت BB را تایپ کرده و سپس گزینه Bollinger Bands را انتخاب کنید.

سپس، مطابق تصویر زیر اندیکاتور Bollinger Bands بر روی نمودار قیمت نمایش داده میشود.

تنظیمات اندیکاتور Bollinger Bands
پس از اضافه کردن اندیکاتور Bollinger Bands به نمودار، میتوانید از قسمت Setting، تنظیمات مربوط به اندیکاتور را تغییر دهید.

از طریق منوی Inputs و قسمت Length، میتوانید دوره زمانی اندیکاتور را که معمولاً ۲۰ روزه است، تغییر دهید. از قسمت Mult نیز میتوانید ضریب انحراف معیار را که معمولاً ۲ در نظر گرفته میشود، تغییر دهید.

از منوی Style نیز میتوانید تنظیمات مربوط به رنگ و فرم خطوط بالایی و پایینی اندیکاتور و خط میانگین را تغییر دهید.

اندیکاتور Bollinger Bands در سهام
در تصویر زیر نمودار شرکت سایپا را با نماد خساپا مشاهده میکنید. برای این نمودار اندیکاتور Bollinger Bands را رسم کردیم.

همانطور که ملاحظه میکنید، نمودار قیمت در شهریور ۱۴۰۰ خط حمایت خود را شکسته و تا آبان همان سال، چندین بار زیر باند پایینی بسته شده است. از آنجا که شکست خط حمایت و بسته شدن زیر باند پایینی نشانه شروع روند نزولی است؛ شاهد یک روند نزولی چند ماهه برای این سهم هستیم. به طوری که تقریبا تا پایان سال ۱۴۰۰، این روند نزولی ادامه یافته است.
در تصویر زیر نمونهای از سقف M- شکل را مشاهده میکنید که پس از آن، شاهد تغییر روند هستیم.

توجه کنید نواحی که اندیکاتور Bollinger Bands فشرده میشود، نواحی مهمی هستند؛ زیرا در این نواحی انحراف از معیار به حداقل رسیده و میانگینها به نقطهای همگرا میشوند. معمولا پس از این نواحی احتمال تغییر روند وجود دارد.

اندیکاتور Bollinger Bands در ارز دیجیتال
درتصویر زیر نمونهای از کاربرد اندیکاتور Bollinger Bands را برای ارزهای دیجیتال ملاحظه میکنید. این نمودار مربوط به ارز دیجیتال ریپل است که اندیکاتور Bollinger Bands به آن اضافه شده است.

همانطور که مشاهده میکنید در بهمن ۹۹، پس از ایجاد فشردگی در اندیکاتور و شکستن خط مقاومت، قیمت ارز وارد یک روند صعودی شده است. تقریبا یک کندل بالاتر از باند بالایی ایجاد شده، حرکت قیمتها روی باند بالایی ادامه و شاهد چند مورد بسته شدن بالای باند بالایی هستیم. در واقع شکست خط مقاومت و بسته شدنهای متوالی بالای باند بالایی، به ما سیگنال ورود میدهد.

به وضوح میبینید که پس نواحی فشردگی اندیکاتور، روند تغییر کرده است. در نقطهای که با دایره قرمز نشان داده شده، پس از شکست مقاومت، شاهد ایجاد کندل بالاتر از باند بالایی و حرکت نمودار روی باند بالایی هستیم. بنابراین در این نقطه، اندیکاتور Bollinger Bands به ما سیگنال ورود داده است.
تصویر زیر نمودار ارز دیجیتال ریپل با نماد XRP را با کف W-شکل در سال ۱۴۰۰ نشان میدهد که پس از شکست خط مقاومت، روند صعودی را آغاز کرده است.

جمعبندی
اندیکاتور باند بولینگر، جهت را با استفاده از SMA بیست دورهای و باندهای فوقانی و یا تحتانی نوسانی نشان میدهد. بدین ترتیب، این اندیکاتور میتواند برای تعیین بالا یا پایین بودن نسبی قیمتها استفاده شود. بنا به گفته بولینگر، ٪۸۸ الی ٪۸۹ از حرکات قیمتی میبایست بین باندها رخ دهد تا بتوان در خصوص قیمتهای خارج از باندها اظهار نظر کرد.
به لحاظ فنی، زمانی که این اندیکاتور در بالای باند فوقانی است، قیمتها نسبتاً بالا بوده و زمانی که این اندیکاتور در زیر باند تحتانی قرار دارد نیز، قیمتها نسبتاً پایین میباشند. در هر حال، سهام با قیمت نسبتاً بالا نمیبایست به عنوان سیگنال نزولی یا فروش قلمداد شود. به همین ترتیب، سیگنال با قیمت نسبتاً پایین نیز نمیبایست به عنوان سیگنال صعودی یا خرید قلمداد شود.
مانند دیگر اندیکاتورها، اندیکاتور باند بولینگر نمیتواند به صورت یک ابزار مستقل مورد استفاده قرار گیرد. چارتیستها میبایست اندیکاتور باند بولینگر را با تحلیل روند پایه و دیگر اندیکاتورها به منظور تأیید، ترکیب نمایند.
جان بولینگر اندیکاتور Bollinger Bands را در دهة ۱۹۸۰ ابداع کرد. این اندیکاتور از باندی میانی تشکیل شده که میانگین متحرک ساده (SMA) است. به این میانگین متحرک به صورت پیشفرض، مقدار SMA بیستروزه نمودار داده شده است. همچنین دو باند یا کانال بیرونی به صورت انحراف استاندارد بهعنوان سایه یا Shadow در زیر و بالای باند میانی وجود دارد.
اساسیترین کاربرد این ابزار، تشخیص این است که قیمت بهصورت نسبی از جایی که باید باشد، بالاتر است یا پایینتر. اگر قیمت بالاتر از باند بالایی باشد، دارایی تحت فشار فروش قرار خواهد گرفت. از سوی دیگر، اگر قیمت به زیر باند پایینی نزول کند، اعتقاد بر این است که آن دارایی خاص درگیر فشار فروش است.
بااینحال، بسیاری از معاملهگران بهاشتباه فرض میکنند قیمت دارایی همیشه با رسیدن به باند بالایی کاهش مییابد؛ یا زمانی که قیمت به باند پایینتر میرسد، بهطور قطعی افزایش قیمت آغاز میشود.
این موضوع بهطور کلی فقط زمانی رخ میدهد که قیمت در یک محدوده گیر کرده باشد. مانند هر اندیکاتور دیگری، فرضیات نادرست میتوانند بهراحتی به زیانهای بزرگ و بازگشتناپذیر منجر شوند؛ بهویژه اگر بازار هدف، بازاری در حال رشد باشد. با دریافت کامل آموزش اندیکاتور باند بولینگر، میتوانید تا حد زیادی از احتمال وقوع این زیانها جلوگیری کنید.
به صورت کلی، بهترین روش تحلیل تکنیکال استفاده از چندین ابزار است تا بتوان تمام جوانب را با هم بررسی کرد.
کارکرد اندیکاتور باند بولینگر چیست؟

برای دریافت آموزش اندیکاتور باند بولینگر، باید با کارکرد این ابزار آشنا باشید. اندیکاتور باند بولینگر از سه خط تشکیل شده است. مرسوم است که این اندیکاتور از میانگین متحرک ساده بیستروزه (SMA) برای باند میانی استفاده میکند. باند بالایی با گرفتن مقدار از باند میانی و افزودن دوبرابر انحراف استاندارد روزانه به آن مقدار محاسبه میشود. باند پایینی نیز با در نظر گرفتن باند میانی منهای دوبرابر انحراف استاندارد روزانه محاسبه میشود. میتوانید برای تکمیل آموزش اندیکاتور باند بولینگر، مقادیر SMA و انحراف استاندارد را تغییر دهید؛ اما مرسوم است که به صورت گفتهشده از آنها استفاده شود.
این اندیکاتور بهخودیخود به شما سیگنال خرید یا فروش نمیدهد. معاملهگرانی که بهطور مداوم سعی میکنند «در کف بخرند» و «در اوج بفروشند»، در بیشتر موارد با چالش مواجه میشوند. این چالشها گاه از این سطح هم فراتر میرود و سبب زیانهای جبرانناپذیر میشود.
کاربرد اصلی اندیکاتور Bollinger Bands شناسایی نوسانات است. این بهترین راه استفاده از این ابزار است. با داشتن دانش کافی درباره این اندیکاتور و ترکیب آن با دیگر ابزارهای موجود، میتوان بیشترین بازدهی را از باند بولینگر گرفت.
مفهوم جهش بولینگر چیست؟
در فرایند آموزش اندیکاتور باند بولینگر، مفهومی به نام جهش بولینگر یا Bollinger Bounce وجود دارد. این مفهوم به این واقعیت اشاره میکند که قیمت میخواهد در نقاط بین کانالهای بالایی و پایینی این اندیکاتور قرار بگیرد. باندهای بولینگر بهعنوان سطوح حمایت و مقاومت پویا عمل میکنند. هرچه تایم فریم یا بازة زمانی که نمودار خود را بر اساس آن تنظیم کردهاید، طولانیتر باشد، عملکرد این باندها نیز قویتر خواهد بود.
استراتژیهای استفاده از اندیکاتور باند بولینگر چیست؟
برای استفاده از این ابزار، میتوانید استراتژیهای مختلفی را مدنظر بگیرید. در ادامه، به هرکدام از آنها به تفصیل خواهیم پرداخت.
فراموش نکنید قسمتی از آموزش اندیکاتور باند بولینگر، تمرین عملی آن است. پس از بررسی مثالها، سعی کنید در نمودارهای مختلف از این ابزار استفاده کنید.
باند بولینگر میتواند نوسانات کم یا زیاد را تشخیص دهد
به گفته جان بولینگر، نمودار داراییها فازهای کمنوسان و پرنوسان دارند؛ بنابراین، پس از دورههای کمنوسان، ممکن است معاملهگران انتظار داشته باشند نوسانات شدیدتر شوند که این میتواند به ایجاد روندها منجر شود.
اندیکاتور باند بولینگر که به اختصار آن را BB نیز میخوانند، میتواند میزان نوسانات بازار را نشان دهد. وقتی کانالهای بالایی و پایینی از هم فاصله میگیرند، به این معنی است که بازار پُرنوسان است؛ برعکس آن، زمانی که این دو کانال یا باند به هم نزدیک میشوند، نشاندهنده این است که بازار نوسان زیادی ندارد.
افزایش نوسانات

نمودار بالا نشان میدهد که چگونه نوسانات ارز ریپل (XRP) از اواسط سپتامبر تا اواسط نوامبر ۲۰۲۰، کاهش یافت. این کاهش نوسانات با یک بیضی در نمودار مشخص شده است. پس از گذشت حدود دو ماه از این مرحلة کمنوسان، نوسانات افزایش یافت. میبینیم که در دورة افزایش نوسانات، کانالها از هم فاصله گرفتهاند. در این مرحله جفت ارز XRP/USDT، فرصتی عالی را برای معاملات ارائه کرد.
کاهش نوسانات

در مثال بعدی، بایننس کوین (BNB) در روندی نزولی قرار دارد و نوسانات بین پایان سپتامبر تا اواسط نوامبر ۲۰۱۸ کاهش مییابد. در نمودار، این قسمت را هم با یک بیضی مشخص کردهایم. در اینجا، نوسانات رو به کاهشاند. در ادامه، جفت ارز BNB/USDT روند نزولی خود را از سر گرفت.
میزان نوسانات جهت روند بعدی را پیشبینی نمیکند. گاهی اوقات، بازارسازان قیمت را به بالای کانال بالایی بولینگر باند یا پایینتر از کانال پایینی این اندیکاتور میآورند. در این شرایط ممکن است معاملهگران تازهکار به دام بیفتند؛ بنابراین، فعالان بازار باید از پیشبینی روند با استفاده از این ابزار اجتناب کنند. یادتان هست که خط روند چیست؟ بیشترین قطعیت درباره روندها را شکسته شدن سطوح حمایت و مقاومت ارائه میدهد.
کاهش نوسانات و رسیدن قیمت به سقف یا کف به معنی شروع قطعی روند جدید نیست

نمودار بعدی نشان میدهد که چگونه افراد عجول ممکن است در دام بیفتند. دریافت آموزش اندیکاتور باند بولینگر سبب میشود تا هنگام استفاده از این ابزار در بازار، بهراحتی اشتباه نکنید. در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۰، خریداران قیمت را به بالای باند بالایی اندیکاتور رساندند، اما نتوانستند مقاومت را در ۵/۷۷ دلار بشکنند. پس از چند روز، در سوم نوامبر ۲۰۲۰، قیمت به کمتر از باند پایینی رسید؛ اما حمایتِ مستقر در قیمت ۴/۵۸ دلار شکسته نشد.
قیمت اتریوم کلاسیک (ETC) در هجدهم نوامبر ۲۰۲۰ به بیش از ۵/۷۷ دلار رسید؛ اما باز هم شرایط کامل برای شروع معامله ایجاد نشد؛ زیرا قیمت یک روند صعودی قوی را شروع نکرده بود. بازارسازان به دنبال این بودند که پوزینشهای خریداران را با رساندنشان به حد سود تعیینشده متوقف کنند. همچنین سعی کردند فروشندگان را با افت شدید قیمت در ۲۳ دسامبر ۲۰۲۰ به دام بیندازند.
بااینحال، در ۲۴ دسامبر ۲۰۲۰، قیمت بهسرعت به بالای باند پایینی بازگشت و جفت ارز ETC/USDT خیلی زود، حرکت صعودی قویای را آغاز کرد؛ بنابراین، معاملهگران به جای تکیه بر گرفتن سیگنال از اندیکاتور بولینگر باند، باید به دنبال تأیید اندیکاتورهای دیگر نیز باشند. همچنین استفاده از خطوط حمایت و مقاومت برای تشخیص روندها ضروری است.
بولینگر باند میتواند موقعیت خرید را در هنگام پولبک سیگنال دهد
پولبک در روند صعودی معمولاً فرصت خرید است؛ زیرا قیمت به پایین بازگشته است، اما تمایل دارد یک رالی صعودی را پیش بگیرد. زمانی که باند میانی شیب زیادی دارد و قیمت در ناحیه بین باند میانی و باند بالایی قرار دارد، نشانه وجود روندی صعودی است. در این سناریو، معاملهگران ممکن است منتظر جهش از باند میانی بهعنوان سیگنال خرید باشند. فراگیری آموزش اندیکاتور باند بولینگر میتواند به شما در شناسایی پولبکها کمک کند.

نمودار لایتکوین (LTC) شروع روندی صعودی را در اواسط فوریه ۲۰۱۹ نشان میدهد. همانطور که میبینید، قیمت از باند میانی بالاتر رفته است و بین باند میانی و باند بالایی قرار دارد. پس از این اتفاق، معاملهگران تلاش میکنند دارایی را در موقعیت خط میانی بخرند. آنها حد ضرر را نیز درست زیر باند پایینی اندیکاتور Bollinger Bands قرار میدهند.
برای معاملهگر محافظهکار ممکن است پنج فرصت ورود وجود داشته باشد. در این نمودار میبینیم که چهار مورد از آنها نتیجه دادهاند؛ اما یکی از آنها به موفقیت نرسیده است. این نشان میدهد هیچ استراتژیای کامل نیست؛ بنابراین، همیشه باید از حد ضرر برای محدود کردن ریسک استفاده کرد.
سولانا (SOL) در یکم سپتامبر ۲۰۲۰ از باند بالا رد شد و در سوم سپتامبر ۲۰۲۰ به زیر باند میانی رسید. از آن زمان، قیمت تا حد زیادی در باند پایینی باقی ماند. در دوم اکتبر حتی از آن هم پایینتر رفت. این اتفاق روندی نزولی را تأیید کرد و به معاملهگران فرصت داد در سیزدهم اکتبر ۲۰۲۰ با پولبکی که اتفاق افتاد، قبل از شروع روند نزولی اصلی، وارد پوزیشنهای شرت شوند.
میتوان از دو اندیکاتور Bollinger Bands برای ردیابی روندهای صعودی قوی استفاده کرد
یکی از سودآورترین راههای معامله، خرید و نگهداری دارایی در طول روندهای صعودی قوی است. بااینحال، حرف زدن دربارة این مسائل آسانتر از انجام دادن آنهاست؛ زیرا معمولاً معاملهگران به خاطر ترس، خیلی زود دارایی خود را میفروشند. نکته مهم دیگر این است که آموزش اندیکاتور باند بولینگر را بهخوبی دریافت کرده باشید؛ وگرنه با استفاده کردن از دو اندیکاتور Bollinger Bands، ضریب اشتباهتان بسیار بالا میرود.
کیتی لین (Kathy Lien)، مدیرعامل شرکت FX Strategy، با استفاده از این استراتژی برای مدیریت داراییهای خود، سبب رواج آن شد.
برای تنظیمات اندیکاتور، معاملهگران از مقدار پیشفرض برای اولین باندهای بولینگر استفاده میکنند. برای باند بولینگر دوم، باید مقدار میانگین متحرک را در SMA بیستروزه ثابت نگه داشت و مقدار انحراف استاندارد باندهای بیرونی را به یک کاهش داد.
همانطور که در تصویر زیر نشان داده شده است، بهترین موقعیت خرید در روند صعودی، زمانی است که قیمت بین باندهای بالایی هر دو اندیکاتور باشد.

فرصتهای متعددی برای ورود به معامله وجود دارد. معاملهگر قبل از خرید، سه روز متوالی منتظر میماند تا قیمت بین باندهای بالایی بسته شود. این موضوع میتواند به جلوگیری از زیانهای غیرمنتظره کمک کند. این مرحله جایی است که دو اندیکاتور باند بولینگر میتوانند مفید باشند.
معاملهگران میتوانند حد ضرر اولیه را زیر باند میانی نگه دارند؛ اما برای کاهش ریسک و محافظت از سود، آن را در محدودههای بالاتر قرار میدهند. یکی از موقعیتهای مناسب برای خروج از معامله، زمانی است که قیمت، زیر باند بالایی اندیکاتور و در محدوده انحراف استاندارد قرار دارد.
نمودار بالا نحوه استفاده از این استراتژی را نشان میدهد. معاملهگران ممکن است در نوزدهم دسامبر ۲۰۲۰ وارد معامله شده باشند و تا زمان توقف روند در یازدهم ژانویه ۲۰۲۰، در معامله باقی مانده باشند. فرصت خرید بعدی در هفتم فوریه به وجود آمده است که درنهایت، این روند هم در ۲۳ فوریه به پایان میرسد.
هنگامی که قیمت در محدودهای در نوسان است، باید از این استراتژی پرهیز کرد. برای گرفتن بهترین نتیجه، معاملهگران تنها زمانی میتوانند پوزیشنهای جدید باز کنند که قیمت مقاومت مهمی را بشکند.
سخن پایانی
اندیکاتور باند بولینگر از سه قسمت اصلی تشکیل شده است: خط میانی (بر اساس میانگین متحرک ساده بیستروزه)، کانال بالایی و کانال پایینی (این کانالها با استفاده از انحراف استاندارد مشخص میشوند). دور شدن کانالها از هم نشاندهنده نوسانات زیاد بازار و نزدیک شدن آنها، نشاندهنده کاهش نوسانات بازار است. از این ابزار همچنین میتوان برای شناسایی پولبکها استفاده کرد. در این مقاله با بررسی مثالهایی برای حالتهای مختلف این ابزار، به آموزش اندیکاتور باند بولینگر پرداختیم.
فیلم1
فیلم2
فیلم3
فیلم4
--فیلم-5
فیلم قسمت4 فیلم5